در حالی که موج جهانی بهرهگیری از هوش مصنوعی مولد در تمامی ابعاد کسبوکار نفوذ کرده است، نتایج نظرسنجی جدید شرکت بینالمللی Morgan McKinley که در پاییز ۱۴۰۵ منتشر شد، نشاندهنده یک تضاد معنادار در بازار کار بریتانیاست. برخلاف خوشبینیهای افراطی در برخی مناطق دیگر جهان، کارفرمایان بریتانیایی با تردیدی ملموس با ابزارهای هوش مصنوعی در چرخه جذب و استخدام مواجه شدهاند.
شکاف میان پذیرش فناوری و امنیت شغلی
بر اساس دادههای جمعآوری شده در سه ماهه سوم سال ۱۴۰۵، بیش از نیمی از کارفرمایان بریتانیایی اعلام کردهاند که از هوش مصنوعی برای فرآیندهای استخدام استفاده نمیکنند. این آمار در مقایسه با میانگین ۳۶ درصدی در بازارهای بینالمللی دیگر، بریتانیا را به محافظهکارترین گروه در میان هفت بازار مورد مطالعه تبدیل کرده است. کریس لاوتون، مدیر ارشد عملیاتی Morgan McKinley در بریتانیا، معتقد است که اکنون چالش اصلی سازمانها، تبدیل نیتهای اولیه به یک استراتژی نیروی کار معنادار است، نه صرفاً پیروی از هیجانات تکنولوژیک.
چالشهای ارزیابی مهارتها در عصر هوش مصنوعی
استفاده گسترده کارجویان از هوش مصنوعی مولد برای نگارش رزومه و آمادهسازی جهت مصاحبهها، با آماری بالغ بر ۷۸ درصد، باعث ایجاد اختلال در سیستمهای سنتی غربالگری شده است. حدود ۴۰ درصد از کارفرمایان گزارش دادهاند که به دلیل استفاده کاندیداها از هوش مصنوعی، احراز مهارتها و پیشینه واقعی افراد برای آنها دشوارتر شده است. این موضوع باعث شده است که ۲۵ درصد از کارفرمایان با کندی جدی در فرآیند غربالگری مواجه شوند و ناچار باشند زمان بیشتری را برای راستیآزمایی خروجیهای هوش مصنوعی صرف کنند.
تضاد میان اعتماد کارجویان و انتظارات کارفرمایان
تحقیقات نشان میدهد کارجویان بریتانیایی نیز با رویکردی مشابه، به سیستمهای تصمیمگیرنده خودکار اعتماد ندارند. حدود ۲۸ درصد از کارجویان اعلام کردهاند که اگر بدانند ارزیابی آنها توسط هوش مصنوعی انجام میشود، تمایلی به ارسال درخواست شغلی نخواهند داشت. این عدم اعتماد متقابل، فرآیند پیادهسازی اتوماسیون در استخدام را با چالشهای اخلاقی و عملیاتی روبرو کرده است، بهطوری که تنها ۵ درصد از متقاضیان، سپردن کامل تصمیم استخدام به ماشین را میپذیرند.
خلاصه آماری یافتهها (پاییز ۱۴۰۵)
- عدم بهکارگیری هوش مصنوعی توسط کارفرمایان بریتانیایی: بیش از ۵۰٪
- استفاده کارجویان از هوش مصنوعی برای رزومهنویسی: ۷۸٪
- کارفرمایان گزارشدهنده سختی در احراز مهارت کاندیداها: ۴۰٪
- کارمندانی که هوش مصنوعی را عامل تسهیل کار میدانند: ۷۰٪
- میزان آموزش سازمانی برای مهارتهای هوش مصنوعی: تنها ۲۵٪ شرکتها به اندازه کافی سرمایهگذاری کردهاند.
جمعبندی و ضرورت نظارت انسانی
نتیجهگیری تحلیلگران نشان میدهد که اگرچه کارمندان استفاده روزانه از ابزارهای هوش مصنوعی را برای بهرهوری خود مفید میدانند (۷۰ درصد)، اما ترس از جایگزینی شغلی همچنان در میان ۴۶ درصد از آنها وجود دارد. در نهایت، با توجه به دادههای این گزارش و نظرسنجیهای مشابه توسط شرکتهای مشاورهای نظیر Deloitte، سازمانهای بریتانیایی به سمت یک مدل «نظارت انسانی» حرکت میکنند. در این الگو، هوش مصنوعی نقش دستیار را ایفا میکند، اما تصمیم نهایی و مسئولیت ارزیابی کیفیت، همچنان در دست انسان باقی میماند تا شفافیت و اعتماد در بازار کار حفظ شود.