اندرو بیلی، رئیس بانک مرکزی انگلستان، در جدیدترین تحلیل خود از وضعیت بازارهای مالی در پاییز ۱۴۰۳ (اکتبر ۲۰۲۴)، نسبت به ایجاد حباب در بخش هوش مصنوعی و احتمال بروز شوکهای اقتصادی هشدار داد. وی با بررسی الگوهای تاریخی بازار و وضعیت کنونی شرکتهای پیشرو، بر لزوم تابآوری زیرساختهای مالی در برابر نوسانات ناشی از این فناوری نوظهور تأکید کرد.
ارزیابی ریسک و احتمال اصلاح قیمت داراییها
اندرو بیلی در گفتگو با رسانهها تصریح کرد که اگرچه هوش مصنوعی پتانسیل عظیمی برای تقویت رشد اقتصادی دارد، اما نمیتوان از ریسکهای قابل توجه آن غافل ماند. بیلی با اشاره به اینکه در حال حاضر قیمتگذاریها در بازار به گونهای است که گویی همه شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی «برنده» خواهند بود، این رویکرد را غیرواقعبینانه خواند. او با یادآوری دوران ظهور اینترنت و سرنوشت شرکتهایی نظیر Netscape که پیشتاز بودند اما جایگاه خود را از دست دادند، هشدار داد که در نهایت همگان در این رقابت پیروز نخواهند بود و اصلاح قیمت داراییها (Asset Price Correction) در آینده دور از انتظار نیست.
امنیت سایبری و سلاحهای هوش مصنوعی
یکی از دغدغههای اصلی بانک مرکزی انگلستان، تغییر ماهیت تهدیدات سایبری با استفاده از هوش مصنوعی است. بیلی معتقد است این فناوری توانمندیهای مخربی را در اختیار عاملان تهدید قرار داده تا آسیبپذیریهای نرمافزاری را با سرعت و دقت بسیار بیشتری کشف کنند. وی با اشاره به تجربه شخصی خود در مواجهه با محتواهای دیپفیک (Deepfake)، تأکید کرد که شناسایی منشأ اینگونه حملات و محتواهای جعلی به تنهایی برای نهادهای مالی ممکن نیست و نیازمند همکاری جدی با بخش فناوری است.
شاخصهای کلیدی گزارش کمیته سیاستگذاری مالی (FPC):
- حجم بدهیهای مرتبط با AI: حدود ۴۵۰ میلیارد دلار تا شهریور ۱۴۰۳.
- تمرکز بازار: سهم شرکتهای Hyperscaler از اوراق قرضه شرکتی استرلینگ به ۴۷٪ رسیده است.
- خطر ساختاری: هشدار در مورد «قراردادهای چرخشی» (Circular Arrangements) در تأمین مالی هوش مصنوعی که میتواند منجر به تشدید زیانها در صورت ناامیدی بازار شود.
- اولویت ریسک: حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی بهعنوان اصلیترین تهدید برای ثبات سیستم مالی جهانی شناخته شدهاند.
رویکرد نظارتی و آزمونهای سختگیرانه
برخلاف برخی رویکردهای سریع برای تدوین قوانین سختگیرانه، اندرو بیلی پیشنهاد میکند که تمرکز اولیه باید بر روی «آزمونهای دقیق مدلهای جدید» (Rigorous Testing) باشد. او معتقد است که رگولاتورها نباید بلافاصله به وضع مقررات اکتفا کنند؛ بلکه باید ابتدا از طریق دادههای حاصل از این آزمونها، استانداردهایی را برای سیستم مالی تدوین نمایند تا مرزهای عملیاتی سیستمها حفظ شود. او تأکید میکند که جامعه باید قدرت مداخله و بازتعریف محدودیتهای این فناوری را با تکامل آن حفظ کند.
نتیجهگیری؛ گذار به سوی ثبات
بانک مرکزی انگلستان تنها به رصد تهدیدات مشغول نیست؛ بیلی اشاره کرد که هوش مصنوعی میتواند با بهینهسازی پردازش دادهها، به کمیته سیاستگذاری پولی در تعیین نرخهای بهره و تصمیمگیریهای کلان کمک شایانی کند. با این حال، با توجه به زیانهای هنگفت گزارش شده در شرکتهای بزرگ توسعهدهنده مدلهای پیشرو (مانند آنچه در اسناد مالی شرکتهای نوظهور دیده میشود)، لزوم آمادگی سیستم بانکی برای شوکهای احتمالی یک ضرورت استراتژیک است که باید با همکاری نزدیک میان متخصصان فناوری و نهادهای رگولاتوری محقق شود.