با نزدیک شدن به روزهای پایانی دوره فعلی فعالیت شورای عالی فضای مجازی و آغاز فرآیند انتصابات دوره جدید در پاییز ۱۴۰۳، مطالبهای جدی از سوی فعالان زیستبوم اقتصاد دیجیتال مطرح شده است: ضرورت حضور نمایندگان واقعی بخش خصوصی در عالیترین سطح سیاستگذاری فناوری کشور. این پرسش بنیادین که آیا فعالان میدانی کسبوکارهای آنلاین باید در فرآیند تدوین مقررات دخیل باشند یا خیر، اکنون فراتر از یک بحث صنفی، به چالشی برای بهرهوری حکمرانی دیجیتال بدل شده است.
شکاف میان سیاستگذاری انتزاعی و واقعیتهای میدانی
یکی از آسیبهای جدی در حوزه رگولاتوری فضای مجازی ایران، فاصله میان تصمیمات اتخاذ شده در نهادهای بالادستی و پیامدهای عملیاتی آن در پلتفرمهاست. مدلهای کسبوکار دیجیتال به دلیل ماهیت پویا و سرعت بالای تغییرات تکنولوژیک، به رگولاتوری منعطف و آگاهانه نیاز دارند. هنگامی که سیاستگذار بدون درک عمیق از زیرساختهای فنی، پروتکلهای تبادل داده و رفتارهای مصرفکننده، اقدام به وضع مقررات میکند، نه تنها به اهداف توسعهای دست نمییابد، بلکه ناخواسته به بدنه اقتصاد دیجیتال آسیب میزند.
تغییر پارادایم از سهمخواهی به حکمرانی مشارکتی
استدلال مطرح شده توسط کارشناسان، از جمله رضا الفتنسب، بر این نکته تأکید دارد که حضور بخش خصوصی نباید به معنای «سهمخواهی» یا ایجاد یک «شورای صنفی» تعبیر شود. هدف اصلی، ایجاد یک پل ارتباطی است که بتواند ادبیات فنی و اقتصادیِ میدان را به زبان سیاستگذاری ترجمه کند. در واقع، حضور چهرههای مجرب و متخصص در ترکیب اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی میتواند ضامن «تصمیمات مبتنی بر شواهد» (Evidence-based Policy) باشد. این رویکرد نه تنها نقش حاکمیت را تضعیف نمیکند، بلکه با کاهش هزینههای اجرایی ناشی از تصمیمات غیرکاربردی، به تقویت اقتدار و کارآمدی حکمرانی منجر خواهد شد.
نقش دادهها و زیرساخت در تصمیمگیریهای کلان
سیاستگذاری در حوزههایی نظیر امنیت دادهها، زیرساختهای ابری و تنظیمگری فینتک، نیازمند اشراف کامل بر چالشهای فنی است. پلتفرمهای میزبانی و ارائهدهندگان خدمات ابری همواره با پیچیدگیهای مربوط به مقیاسپذیری و استانداردهای امنیتی دستوپنج نرم میکنند. اگر این تجربیات قبل از نهایی شدن دستورالعملها به گوش تصمیمگیران نرسد، نتایج آن میتواند شامل اختلال در پایداری شبکه، کاهش کیفیت خدمات برای کاربران نهایی و افزایش هزینههای سربار برای کسبوکارها باشد.
تحلیل راهبردی ضرورت مشارکت بخش خصوصی
- ارتقای دقت تصمیمگیری: کاهش احتمال تصویب مقرراتی که با زیرساختهای فنی موجود یا مدلهای اقتصادی پلتفرمها در تضاد هستند.
- تسهیل حکمرانی: کاهش مقاومت بدنه کسبوکارهای دیجیتال در برابر مقررات به دلیل مشارکت در فرایند تدوین آنها.
- واقعگرایی دیجیتال: شناخت بهتر از رفتارهای کاربران ایرانی و نیازهای روز بازار در تصمیمات کلان.
- امنیت و تابآوری: افزایش ضریب اطمینان در اجرای دستورالعملهای امنیتی به دلیل درک بهتر از ماهیت پروتکلهای شبکه.
جمعبندی و چشمانداز
اقتصاد دیجیتال دیگر یک بخش حاشیهای در اقتصاد کلان کشور نیست؛ بلکه موتور محرک بسیاری از خدمات عمومی، مالی و ارتباطی است. برای بهرهگیری از حداکثر ظرفیت این حوزه، ضرورت دارد که شورای عالی فضای مجازی به عنوان اتاق فکر اصلی، درهای خود را به روی تجربهی زیسته فعالان بخش خصوصی بگشاید. انتخاب افراد متخصص از میان بدنهی تخصصی اقتصاد دیجیتال برای کرسیهای حقیقی شورا، میتواند نقطه عطفی در حرکت به سوی یک حکمرانی مدرن، هوشمند و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی ایران در سالهای پیش رو باشد.