در حالی که بحثهای پیرامون خطرات هوش مصنوعی (AI) همواره با فرضیات آخرالزمانی همراه بوده است، جامعه علمی با رویکردی انتقادی و دادهمحور، احتمال استفاده از سیستمهای هوشمند برای طراحی و انتشار سلاحهای زیستی کشنده را با تردید جدی مواجه کرده است.
واقعیت فنی در برابر تخیلات رسانهای
بسیاری از مدلهای پیشبینیکننده تهدید که توسط نهادهای امنیتی مطرح میشوند، بیش از حد بر تواناییهای تئوریک مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) تکیه دارند. تحلیلگران معتقدند که حتی با وجود پیشرفتهای چشمگیر در بیولوژی محاسباتی، فاصله میان «اطلاعات تئوریک موجود در وب» و «تولید عملیاتی یک پاتوژن با قدرت کشتار جمعی» بسیار زیاد است.
چرا هوش مصنوعی نمیتواند به سادگی یک همهگیری ایجاد کند؟
برای ایجاد یک سلاح زیستی، هوش مصنوعی با موانع مهندسی و زیستی متعددی روبروست که فراتر از توانایی پردازش متنی است:
- پیچیدگی بیولوژیکی: سنتز کردن یک پاتوژن جدید نیازمند دسترسی به زیرساختهای آزمایشگاهی بسیار پیشرفته (Wet Lab) است که به شدت تحت نظارتهای امنیتی بینالمللی قرار دارند.
- محدودیتهای مدلهای زبانی: سیستمهای AI در حال حاضر در ارائه دستورالعملهای مرحلهبهمرحله برای مهندسی معکوس ویروسها با محدودیتهای حفاظتی (Safety Guardrails) و فقدان دادههای عملیاتی در محیط واقعی مواجه هستند.
- شکاف میان طراحی و اجرا: دانش بیولوژیک در مدلهای AI بهصورت ایستا (Static) است و نمیتواند متغیرهای غیرقابل پیشبینی در محیط بیولوژیک زنده را شبیهسازی کند.
خلاصه وضعیت تهدید
- سطح خطر ادعا شده: فاجعهبار (Catastrophic)
- سطح خطر واقعی بر اساس دادهها: پایین (Low)
- موانع اصلی: نظارت بر زنجیره تأمین مواد شیمیایی، عدم دسترسی AI به توان پردازشی آزمایشگاهی، و پیچیدگیهای مهندسی ژنتیک
- نتیجهگیری: ریسکهای هوش مصنوعی باید بر حوزههایی نظیر امنیت سایبری و دستکاری اطلاعات متمرکز شود، نه جنگهای بیولوژیک.
در نهایت، کارشناسان تأکید میکنند که هوش مصنوعی ابزاری است که میتواند هم در کشف داروهای جدید و هم در سوءاستفادههای محدود نقش داشته باشد، اما این فناوری بهتنهایی عاملی برای انقراض نسل بشر از طریق بیوتروریسم نیست.