در حالی که ظهور مدلهای مولد هوش مصنوعی (Generative AI) تمامی ارکان صنایع خلاق از طراحی گرافیک تا تصویرگری کتاب را تحتالشعاع قرار داده است، چهرههای برجستهای نظیر راب بیدالاف، تصویرگر برنده جایزه، با صدایی رسا نسبت به ماهیت «بیروح» خروجیهای هوش مصنوعی و تهدید معیشت هنرمندان هشدار میدهند.
ماهیت خلاقیت در برابر الگوریتمهای بیروح
راب بیدالاف، تصویرگر شناختهشدهای که در دوران همهگیری با پروژه #DrawWithRob به شهرت رسید، معتقد است یکی از بزرگترین جذابیتهای هنر انسانی، پیوند ناگسستنی آن با شخصیت، ویژگیهای اخلاقی، نقصهای هنری و دیدگاه منحصربهفرد مؤلف است. او استدلال میکند که آثار هوش مصنوعی، هرچند از نظر تکنیکی صیقلخورده و بینقص به نظر میرسند، اما فاقد آن «روح» و حس انسانی هستند که مخاطب را به اثر متصل میکند.
بیدالاف اشاره میکند که استفاده از هوش مصنوعی برای تولید پوسترهای رویدادهای محلی، کنایهای تلخ است؛ چرا که هدف اصلی این رویدادها، ترویج تعاملات انسانی و تقویت حس جامعه است، در حالی که استفاده از ابزارهای ماشینی این هدف را از درون تهی میکند.
اقتصاد هنر و معضل آموزش غیرمجاز مدلها
یکی از انتقادات بنیادین بیدالاف به شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی، نحوه آموزش مدلهاست. این مدلها بر پایه حجم عظیمی از دادههای بصری ساخته شدهاند که متعلق به هنرمندان، عکاسان و نویسندگان است؛ دادههایی که بدون اجازه و پرداخت کمترین غرامتی از آنها استخراج شده است. بیدالاف تأکید میکند که این سیستمها اکنون به رقبای مستقیم همان هنرمندانی تبدیل شدهاند که دانش بصری خود را برای «یادگیری» این ماشینها تأمین کردهاند.
ابعاد اقتصادی و حقوقی در یک نگاه:
- چالش مدلهای آموزشدیده: استفاده از دادههای دارای کپیرایت بدون کسب مجوز (Data Scraping).
- تهدید معیشت: کاهش فرصتهای شغلی برای فریلنسرها و طراحان تازهکار.
- پارادایم فعلی: سیستم Opt-out که بار اثبات حقوق را بر دوش هنرمند میگذارد.
- راهکار پیشنهادی: جایگزینی با سیستم Opt-in که نیازمند کسب اجازه صریح و پرداخت حقالزحمه برای آموزش است.
آیا نبرد با شرکتهای هوش مصنوعی پایان یافته است؟
بسیاری گمان میکنند که سرعت توسعه هوش مصنوعی بهقدری بالاست که «جنگ» برای حفظ حقوق مؤلف از پیش باخته است. بیدالاف با رد این تصور، معتقد است که ما در مرحله بسیار حساسی قرار داریم. در بریتانیا، فشارهای نهادهای خلاق باعث شد که دولت از پیشنهاد اولیه خود مبنی بر آزاد گذاشتن شرکتهای هوش مصنوعی برای آموزش روی آثار کپیرایتدار عقبنشینی کند. این نشان میدهد که صدای هنرمندان همچنان دارای قدرت تأثیرگذاری است.
چرا این نبرد برای جامعه اهمیت حیاتی دارد؟
بحث راب بیدالاف تنها بر سر محافظت از درآمد هنرمندان نیست، بلکه بر سر تعیین ارزشهایی است که ما بهعنوان یک جامعه به آنها باور داریم. آیا خلاقیت انسانی ارزش ذاتی دارد؟ بیدالاف معتقد است که ما نباید اجتنابناپذیری تکنولوژی را با اجتنابناپذیریِ «نحوه توسعه و استفاده غیراخلاقی از آن» اشتباه بگیریم. نبرد بر سر حقوق هنرمندان، در واقع تلاشی برای پاسداری از انسانیت در عصر ماشینهای هوشمند است.
برای دنبال کردن دیدگاههای راب بیدالاف میتوانید از طریق کانال یوتیوب یا وبسایت شخصی وی با او در ارتباط باشید.