در حالی که تصور عمومی بر ثبات نسبی ورقههای یخی شرق قطب جنوب استوار بود، مطالعات جدید منتشر شده در نشریه علمی Nature Reviews Earth & Environment پرده از واقعیتی نگرانکننده برداشته است. حوضه زیرگلاسی ویلکس (Wilkes Subglacial Basin) که تا به امروز به عنوان منطقهای پایدار شناخته میشد، اکنون به عنوان یکی از نقاط بحرانی جدید در تغییرات اقلیمی جهانی مطرح شده است.
معماری ناشناخته زیر سطح یخها
حوضه ویلکس، فرورفتگی عظیمی در بستر سنگی زیر ورقه یخی شرق قطب جنوب است که نزدیک به ۱۴۰۰ کیلومتر در امتداد کوههای ترانسآنتارکتیک کشیده شده است. این حوضه به دلیل لایه ضخیم یخ روی آن، از نظر جغرافیایی برای دههها یک «منطقه تاریک» باقی مانده است. دانشمندان به دلیل عدم دسترسی فیزیکی، ناچار به تکیه بر تحلیلهای راداری و دادههای ماهوارهای هستند. نکته فنی حیاتی اینجاست که بخش عمدهای از این حوضه، ماهیتی «دریایی» (Marine-based) دارد؛ به این معنا که بستر سنگی آن پایینتر از سطح دریا قرار گرفته است.
مکانیسمهای ناپایداری و ذوب یخ
برخلاف تصورات پیشین، ساختار دریایی این حوضه آن را در برابر نفوذ آبهای گرم اقیانوسی بسیار آسیبپذیر میکند. زمانی که آب گرم به «منطقه اتصال» (Grounding zone) —جایی که یخ از بستر جدا شده و روی آب شناور میشود— نفوذ میکند، سرعت ذوب به شکل تصاعدی افزایش مییابد. مدلسازیهای کامپیوتری نشان میدهند که در صورت ادامه روند گرمایش جهانی، نرخ عقبنشینی یخها در این منطقه میتواند به یک کیلومتر در سال برسد. این فرآیند نه تنها منجر به تخلیه سریعتر یخچالها میشود، بلکه پایداری کل ساختار یخی را در این بخش از قاره به مخاطره میاندازد.
مشخصات فنی و تحلیل اثرات اقلیمی
- پتانسیل افزایش سطح آب: بین ۳ تا ۴ متر (۱۰ تا ۱۳ فوت) در صورت ذوب کامل ذخایر یخی حوضه.
- گستره جغرافیایی: طولی بالغ بر ۱۴۰۰ کیلومتر در کنار کوههای ترانسآنتارکتیک.
- وضعیت یخچال کُوک (Cook Glacier): نرخ ذوب فعلی بالغ بر ۴۰ میلیارد تن یخ در هر سال.
- روشهای پایش: سنجش از دور (Remote Sensing)، رادار نفوذکننده در یخ (GPR) و مدلسازیهای عددی اقلیمی.
چالشهای دادهکاوی در قطب جنوب
پروفسور مت کینگ، محقق ارشد دانشگاه تاسمانی و سرپرست این پژوهش، تأکید دارد که حوضه ویلکس آخرین منطقه واقعاً ناشناخته در قطب جنوب است. نبود دادههای «در محل» (In situ) درباره دمای اقیانوس زیر یخی و توپوگرافی کف دریا، دقت پیشبینیها را با چالش مواجه کرده است. سیستمهای نظارتی فعلی تنها قادر به رصد تغییرات سطحی هستند، در حالی که محرک اصلی فروپاشی، در تعاملهای حرارتی میان بستر سنگی و جریانات اعماق اقیانوس نهفته است. بر اساس دادههای جمعآوری شده، یخچال کُوک از دهه ۱۹۹۰ میلادی با سرعت فزایندهای در حال نازک شدن است که خود نشانهای بارز از تغییرات زیرساختی در این حوضه محسوب میشود.
نتیجهگیری
یافتههای این مطالعه، پارادایم «ثبات شرق قطب جنوب» را به چالش کشیده است. با توجه به ذخیره عظیم یخی در این حوضه، نادیده گرفتن آن در مدلهای اقلیمی آینده میتواند خطاهای استراتژیک بزرگی در پیشبینی تراز آب دریاها ایجاد کند. ضرورتِ انجام ماموریتهای علمی اکتشافی برای نقشهبرداری دقیق و نصب سنسورهای زیرسطحی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.