در اتفاقی کمسابقه که مرز میان سیاست و دنیای فناوری را جابهجا کرده است، رئیسجمهور دونالد ترامپ طی یک فرمان اجرایی جنجالی، استفاده از واژه «هوش مصنوعی» (Artificial Intelligence) را در ادبیات دولتی و رسمی ممنوع اعلام کرد. این تصمیم که به باور بسیاری از تحلیلگران، آزمونی برای سنجش وفاداری رهبران بزرگ دنیای فناوری بود، با سکوت معنادار و همراهی منفعلانه مدیران ارشد شرکتهای پیشرو در این حوزه مواجه شد.
تغییر نامی برای دیکته کردن اقتدار
ریشه واژه «هوش مصنوعی» به هفتاد سال پیش و کنفرانس دارتموث بازمیگردد؛ اصطلاحی که جان مککارتی آن را ابداع کرد و امروزه در بیش از ۷ میلیون مقاله علمی به کار رفته است. با این حال، دونالد ترامپ معتقد است که عبارت «مصنوعی» (Artificial) تداعیکننده «جعلی بودن» است و با منطق او سازگاری ندارد. او به جای آن، عنوان «فراهوش» (Super Intelligence) را جایگزین کرده است.
آزمون وفاداری در اتاق ناهارخوری کاخ سفید
در نشست اخیر با حضور رهبران تراز اول صنعت تکنولوژی از جمله جف بزوس، جنسن هوانگ، سم آلتمن، مارک زاکربرگ و ایلان ماسک، هیچیک از این چهرههای قدرتمند کوچکترین مخالفتی با این تغییر نام غیرعلمی ابراز نکردند. جیکوب وایسبرگ، نویسنده کتاب «پروفایلهایی در بزدلی»، این رویداد را یک «تست وفاداری» کلاسیک میداند. استراتژی ساده است: اگر رهبران صنعت حاضر باشند بر سر مسائل بدیهی و هویت علمی کسبوکار خود کوتاه بیایند، برای پذیرش مقررات سختگیرانه و توافقهای سیاسی نیز انعطافپذیرتر خواهند بود.
نقد علمی جایگزینی اصطلاح
از منظر علمی، جایگزینی «هوش مصنوعی» با «فراهوش» یک مغالطه معنایی است. نیک باستروم، فیلسوفی که واژه «فراهوش» را در فضای آکادمیک محبوب کرد، معتقد است این عبارت تنها به سیستمهایی اشاره دارد که از هوش انسانی پیشی گرفتهاند، در حالی که «هوش مصنوعی» طیف وسیعی از الگوریتمها، از فیلترهای هرزنامه ایمیل گرفته تا مدلهای زبانی بزرگ (LLM) را در بر میگیرد.
چالشهای فنی و عملیاتی
- ابهام در برندینگ: شرکتهایی مانند متا (Meta AI) و گوگل اکنون با سردرگمی در نامگذاری محصولات خود مواجهاند.
- شکاف هویتی: هویت شرکتهایی که بر پایه «AI» بنا شدهاند، اکنون در تقابل با بخشنامه اجرایی دولت قرار گرفته است.
- فقدان مرجعیت علمی: دستور مذکور بدون مشاوره با بدنه جامعه مهندسی هوش مصنوعی صادر شده و صرفاً بر پایه برداشت شخصی از لغات بنا شده است.
نتیجهگیری: سکوت به قیمت از دست دادن استقلال
این ماجرا نشان داد که علیرغم تریلیونها دلار سرمایه و نبوغ مهندسی در سیلیکونولی، وزن سیاسی این شرکتها در برابر اراده حاکمیتی بهشدت شکننده است. سکوت مدیران اجرایی در این جلسه نه تنها اعتبار علمی آنها را زیر سوال برد، بلکه زنگ خطری برای استقلال حوزه «فناوریهای نوظهور» از دخالتهای سلیقهای سیاسی محسوب میشود.