در حالی که بحثهای مربوط به «حاکمیت نرمافزاری» (Software Sovereignty) در اروپا به یکی از مباحث داغ سیاستگذاریهای کلان تبدیل شده است، ماکس یونسترند (Max Junestrand)، همبنیانگذار و مدیرعامل شرکت Legora، در رویداد Wave by Vento در تورین، رویکرد متفاوتی را مطرح کرد. او ادعا میکند که پافشاری بر حاکمیت نرمافزاری در لایه کاربردهای تجاری، بیش از آنکه یک استراتژی هوشمندانه باشد، بهانهای برای شرکتهای اروپایی است که جسارت رقابت در بازار جهانی را ندارند.
شکاف میان حاکمیت زیرساختی و حاکمیت در لایه نرمافزار
یونسترند با تفکیک دقیق بین «لایه زیرساخت» و «لایه نرمافزار تجاری»، استدلال میکند که اگرچه حاکمیت در بخشهایی نظیر انرژی، دفاع و زیرساختهای حیاتی اهمیت استراتژیک دارد، اما در دنیای نرمافزارهای سازمانی، این مفهوم موضوعیت خود را از دست میدهد. استدلال او روشن است: سازمانهای بزرگ که مشتریان اصلی نرمافزارهای سازمانی (Enterprise Software) هستند، دفاتری در سراسر اروپا، آمریکا و آسیا دارند و محصولی که محدود به مرزهای جغرافیایی باشد، برای آنها کارایی ندارد.
استراتژی مقیاسپذیری و مدل کسبوکار Legora
مشخصات و دستاوردهای Legora تا پاییز ۱۴۰۳
- حوزه فعالیت: توسعه ابزارهای هوش مصنوعی برای صنعت حقوق و وکالت.
- رویکرد بازار: حضور در بازار جهانی از همان روز نخست (Day One).
- معماری مدلها: بهرهگیری از مدلهای چندگانه هوش مصنوعی (استفاده از مدلهای Claude برای نگارش و OpenAI برای صحتسنجی).
- رشد مالی: ثبت درآمد ۱ میلیون دلاری در مهرماه ۱۴۰۳ و پیشبینی مسیر رشد سریع بر اساس شاخصهای فصلی.
- مدیریت نیروی کار: استخدام ۳۰۰ کارمند بخش فروش تا پایان سال و پیادهسازی متدولوژی فرهنگسازی مشابه آمازون.
یکی از نکات کلیدی در تحلیل یونسترند، ماهیت «برنده مطلق» (Winner-takes-all) در بازار نرمافزار است. او معتقد است در بازارهای نرمافزاری مدرن، بازیکن برتر معمولاً ۹۰ درصد بازار را در اختیار میگیرد و سایر رقبا برای سهم اندک باقیمانده میجنگند. در حوزه هوش مصنوعی حقوقی (Legal AI)، او بر این باور است که بازارهای منطقهای بیمعنی هستند و تنها یک برنده جهانی وجود خواهد داشت. این شرکت با رقابت مستقیم در بازارهای بینالمللی، سعی دارد از تله بازارهای کوچک محلی فاصله بگیرد.
پارادوکس حاکمیت در نگاه سرمایهگذاران
در مقابل دیدگاه یونسترند، شخصیتهایی مانند جانت زو فورستنبرگ (Jeannette zu Fürstenberg) از شرکت General Catalyst، استدلال میکنند که حاکمیت در لایههای پایینتر (Compute Clusters و زیرساختهای پردازشی) برای اروپا ضروری است. او معتقد است که با جایگزینی ۷۰ درصد از GDP اروپا که بر پایه خدمات است با هوش مصنوعی، اگر زیرساخت و پردازش در اختیار اروپا نباشد، ثروت این قاره به سادگی به سمت شرکتهای غیراروپایی سرازیر خواهد شد. این در حالی است که جو تسای، رئیس هیئتمدیره علیبابا، معتقد است متنباز (Open Source) تنها راه نجات اروپا برای رسیدن به استقلال در هوش مصنوعی است.
تغییر پارادایم در صنعت حقوقی
یونسترند به یک چالش ساختاری در صنعت وکالت نیز اشاره میکند؛ جایی که هوش مصنوعی زمان انجام پروژهها را از ۱۰ ساعت به ۱ ساعت کاهش داده است. این امر مدل درآمدی سنتی مبتنی بر «ساعتکاری» را تهدید میکند. شرکتهایی مانند Legora با ارائه ابزارهای بهینه، نه تنها محصول، بلکه مدل کسبوکار مشتریان خود را نیز دچار تحول میکنند. این شرکت برای نفوذ بیشتر، اخیراً دفتری در میلان تأسیس کرده است؛ بازاری که بالاترین سرانه وکیل به ازای جمعیت را در اروپا دارد.