در سپتامبر ۲۰۲۶ (شهریور ۱۴۰۵)، گروهی متشکل از کارشناسان روابط بینالملل، دانشمندان حوزه اقلیمشناسی و مقامات نظامی در دانشگاه کوئین مری لندن گرد هم آمدند تا در یک شبیهسازی پیچیده با عنوان «کاوش در نقاط عطف ژئوپلیتیک و استراتژیهای خنکسازی اقلیمی» شرکت کنند. این نشست که به اصطلاح یک «جنگافزار» (War-game) برای بررسی پیامدهای کاهش تابش خورشیدی بود، فرضیاتی را به چالش کشید که پیشتر تصور میشد با منطق علمی و توافقات اخلاقی قابل حل هستند.
پشت پرده شبیهسازی مهندسی اقلیم
هدف از این شبیهسازی، مدلسازی یک مسابقه تسلیحاتی جهانی برای توسعه فناوریهای «مدیریت تابش خورشیدی» (SRM) بود. شرکتکنندگان در نقشهای مختلفی از جمله دولتهای ملی، سازمانهای مردمنهاد، گروههای بومی و شرکتهای فناوری قرار گرفتند. کالین گولجا، محقق اقلیمشناسی که در این نشست به عنوان مشاور فنی حضور داشت، اعتراف کرد که برخلاف تصور اولیه او مبنی بر امکان توافق بر سر تحقیقات اخلاقی، خروجی این شبیهسازی نشان داد که منافع ژئوپلیتیک چگونه میتواند بر مصلحت عمومی سیاره پیشی بگیرد.
چالشهای اخلاقی و فنی در مدیریت تابش خورشیدی
فناوریهای مدیریت تابش خورشیدی که اغلب شامل تزریق ذرات معلق در استراتوسفر برای بازتاب نور خورشید به فضا هستند، با ابهامات فنی بسیار بزرگی روبرو هستند. ریسکهای شناختهنشده این تکنولوژیها میتواند باعث تغییرات اقلیمی ناخواسته در مناطق خاص، اختلال در چرخه بارشهای موسمی و اثرات دومینویی بر اکوسیستمهای حیاتی شود. در این شبیهسازی، مشخص شد که اگر یک کشور یا شرکت به تنهایی برای اجرای این پروژه اقدام کند، میتواند منجر به یک واکنش زنجیرهای از تنشهای نظامی و سیاسی شود.
مشخصات فنی و چالشهای شبیهسازی
- هدف شبیهسازی: ارزیابی ریسکهای ژئوپلیتیک ناشی از مداخلات مهندسی اقلیم.
- روششناسی: سناریوپردازی مبتنی بر نقش (Role-playing) برای تحلیل تصمیمگیریهای استراتژیک در شرایط بحرانی.
- بازیگران اصلی: نمایندگان دولتی، نظامی، جامعه علمی و نهادهای غیرانتفاعی.
- پیامدهای کلیدی: شکست توافقات اخلاقی اولیه و تبدیل اقلیم به یک میدان رقابت قدرت.
نتایج غیرمنتظره و تهدیدات سیستماتیک
تحلیل دادههای به دست آمده از این جنگافزار نشان میدهد که «ناپایداری سیستمیک» بزرگترین تهدید است. هنگامی که یک فناوری دارای قدرت بازتعریف حیات بر روی زمین است، توزیع قدرت در این شبیهسازی بسیار نابرابر عمل کرد. دولتها تمایل داشتند از این فناوری به عنوان اهرم فشار استفاده کنند و شرکتهای فناوری به دنبال کسب امتیازات رقابتی بودند. این نتایج نشان میدهد که حتی با وجود دادههای علمی دقیق، فقدان یک حکمرانی جهانی قدرتمند میتواند پروژههای کاهش دمای زمین را به ابزارهایی برای افزایش بیثباتی جهانی تبدیل کند.
نتیجهگیری
این مطالعه موردی زنگ خطری جدی برای جامعه جهانی است. دسترسی به ابزارهای دستکاری اقلیم نه تنها یک چالش مهندسی، بلکه یک بحران در «حکمرانی جهانی» است. محققان بر این باورند که بدون پروتکلهای بینالمللی سفت و سخت و نظارتهای مستقل بر فعالیتهای علمی، رویای خنک کردن زمین ممکن است به کابوسی از تضادهای منافع تبدیل شود که بازگشت از آن غیرممکن خواهد بود.